
هههههههههییییییییییسسس ! این پست و باید آروم بنویسم آخه آقایی خوابه ومن یواشکی اومدم اینجا ! آخه بهش گفتم میخوابم ولی خوب چیکارکنم خوابم نمیومد ازبس ظهر خوابید بودم اما سعید امروز کلا دنبال کارای امتحان و دانشگاهش بود و خسته بود خوابید !ده دقیقه نشده ها ولی من دلم واسش تنگ شده .... حالا عیب نداره من اومدم اینجا یخورده واسش بنویسم که بفهمه وقتی هم خوابه یا نیستش چقدربه یادشم و دوستش دارم ... وای سعید امشب بهم یه خبربد داد ! آخهxa0xa0دیگه درسش تموم شده وباید بره سربازی !تا اینو بهم گفت سریع اشکام ...
ادامه مطلب