
جونم براتون بگه که من ازاولش یکی از مخالف های سرسخت ازدواج وکلا عشق وعاشقی بودم اما راستشوبخواین؛«بیاین اینجاشو درگوشتون بگم !آخه نمیخوام سعید بشنوه چون پررو میشه بله داشتم میگفتم که راستشو بخواین از وقتی که این آقا سعید وارد زندگیم شده کلا همه چی رو تغییرداده همه نظرای منو همه افکارمو همه احساسمو تغییرداده اصلاکل زندگیمو عوض کرده!اولش که زندگی من سیاه سفیدبوداما الان باوجودسعیدم قرمزجیغ جیغ شده رنگی که منو سعید عاشقشیم و قراره دکوراسیون اتاقمونو همین رنگی بچینیم خلاصه اینکه من اول از جنس مرد وپسر متنفر بودم حتی تحمل داداش خودمو نداشتم !اما حالا بیاید ببینیدعشق چی باهام کرده!اون مریم لوس وننروغرغرو حالا همه چی سعید و به جون میخره غرغراشو،نق زدناشو،خستگی هاشو،دعواهاشو،سختگیری هاشو همه وهمه شو...
ادامه مطلب
یه چیزی درباره دوست داشتن میخوام بگم.دوست داشتن عین دارو میمونه.هم خوبه هم عوارض داره.دوست داشتن باعث میشه طعم تلخ تنهایی درد تنهایی رو فراموش میکنی.دوست داشتن بعث میشه به ارامش برسی.دوست داشتن باعث میشه به زندگی یه جور دیگه نگاه کنی.ولی عوارضی که داره اینه که دوست داشتن زیاد باعث میشه به جنون برسی.جنون عشق.بی قرار میشی این بی قراری ادمو ازار میده دوست داره زود به عشقت برسی ولی نمیتونی.فرض کن به چیزی رو ببینی میخواییش بگیریش ولی دستت بهش نمیرسه.فقط میتونی نگاش کنی و حسرت بخوری. این خیلی بده.باید صبر کنی قدت بلند تر بشه تا دستت برسه.میتونی چیزی بزاری زیر پاهات تا بلند تر بشی ولی توی این رابطه تقلب معنی نداره.پس دوست داشتن سخته.فقط باید قوی بشی.قوی اون قدر قوی که بتونی جلو عوارض هاش مقاومت کنی...
ادامه مطلب
بزار اینو همه بدونن مریم.یه روزی روی این دنیای نامرد با این ادمای نامرد رو کم میکنم.بزار اون روز برسه مریم.روزی که هیچکس میگه یه روز خوب میاد.اره مریم روز من و تو هم میاد.یه روزی بیاد که با این ادمای نامرد با این نامرد کاری بکنم که از اسمون میارمشون زمین.همه ادعا هاشونو همه قمپز هایی که میدن رو به اندازه یه پاپاسی ارزش نداشته باشن .کاری میکنم با تمام ادعاهاشون هر روز بیان کفشمو لیس بزنن.بزار اون روز بیاد مریم .اون روز میخوام وقتی دست دنیامو گرفتم روی همه اونا رد بشم.میخوام اون روز تو کنارم باشی.مردا همیشه نمیتونن مثل کوه باشن نمیتونن تکیه گاه باشن مردم به تکیه گاه لازم داره.چه خوبه اون تکیه گاه من تو باشی و تکیه گاه تو من باشم.فقط بزار این راه رو صافش کنیم مریم .بزار چاله هایی که دنیا برامون...
ادامه مطلب
یک کلام«عاشقتم»...
ادامه مطلب
همه گوش کنید میخوام یه چیز باحال و عجیبو بگم .به نظر شما صدا میتونه روی اخلاق یه نفر تاثیر گذار باشه؟؟؟اینو حتی محققان امریکایی هم با کلی دستگاه نتونستن بفهمن.بگذریم.حالا بشینید تا بگم من و خانوم گل به صورت اتفاقی یه روز نه همو دیدیم و نه صدای همو شنیدیم فرداش کلی دعوا مون شد .خخخخخخ اخر شب بود که تلفنی حرفیدیم دیدیم که ا وا چرا این قدر حالمون خوبه.بگو برا چی حالمون بد بوده برا این که صدای همو نشنیدیم لامصب این صدا با ادم چیکار میکنه حال ادمو از این رو به اون رو میکنه مخصوصا صدای خانوم گلی که یه اهنگ خاصی باهاش هست که مطمئنم توی صدای هیچ دختری نیست.برا همینه خانوم من صداش رفتاراش قیافه اش اخلاقش خاصه.اخه خانوم من بهترینه .منم به دنبال بهترین چیزام و خوشحالم بهترین دختر شده تموم زندگیم.الحق ک...
ادامه مطلب
سلام امروز دیگه با هم روز ها فرق داره منو عشقم رفتم توی هفته .حالا یک هفته میشه که زندگیمون شروع کردم . اونم توی این روز های عزیز.یه سعادتی با لاتر از این.هفته گرد زندگی مشترک مون مبارک .بزار یه چیزی بگم تفاهم های منو خانم کلی روز به روز داره بیشتر میشه هر روز که میگذره بیشتر یقین پیدا میکنم که خانم گل نیمه گمشده منه.شاید باورتون نمیشه بعضی وقتا با هم دیگه یه جمله ای رو میگیم. مگه ممکنه .اگه خانوم گل فامیلیش فرق نمی کرد شک نمیکردم که دو قلو هستیم ولی حالا میدونم نیمه گمشدمه. خیلی خوشحالم که پیداش کردم و از ته قلبم دوست دارم ...
ادامه مطلب
سلام طبق همیشه امروز هم هشتمین روز اشنایی هشتمین روز از زندگی امروز توی پارک یه دل سیر حرف زدیم این قدر حال داد که نگو نپرس خیلی حال داد مریم جونم نمیدونم چه حکمتیه هر روز که ته هر ثانیه که میگذره بیشتر عاشقت میشم خودم میگم اوجشه ولی بازم بیشتر میشه انگار این قلب من از عشقت لبریر نمیشه و خودمم نمیخوام لبریز بشه میخوام تا اخر عرم اینجوری باشه هر روز بیشتر دیروز هشتمین روز اشنایمون مبارک خانومم ...
ادامه مطلب
و این هم نه مین روز از روز های خوشمون امیدوارم هیچ وقت این روز شماره های من تموم نشه .یا وقتی تموم بشه که میخواییم روز شماری اولین زندگی مشترکمون توی خونه خودمون رو شروع کنیم.خونه ای که خیلی زیبا تر از این خونه مجازی باشه.یه خونه واقعی با در و دیوار قرمزززززز جیغ از اون رنگایی که هر دوتامون عاشقشیم.نمیدونم اون موقع کی میشه.نمیدونم مانع هامون از جلومون برداشته میشه.دیشب توی حسینیه به خدا گفتم تو که حرفای منو شنیدی. گریه های منو شنیدی و هم گریه ها و غم های مریمو دیدی و خواسته هامون رو اجابت کردی و به من یه فرشته از مهربون ترین فرشته هاتو دادی پس بیا این یکی...
ادامه مطلب