نهمین روز اشنایی

خرید بک لینک
و این هم نه مین روز از روز های خوشمون امیدوارم هیچ وقت این روز شماره های من تموم نشه .یا وقتی تموم بشه که میخواییم روز شماری اولین زندگی مشترکمون توی خونه خودمون رو شروع کنیم.خونه ای که خیلی زیبا تر از این خونه مجازی باشه.یه خونه واقعی با در و دیوار قرمزززززز جیغ از اون رنگایی که هر دوتامون عاشقشیم.نمیدونم اون موقع کی میشه.نمیدونم مانع هامون از جلومون برداشته میشه.دیشب توی حسینیه به خدا گفتم تو که حرفای منو شنیدی. گریه های منو شنیدی و هم گریه ها و غم های مریمو دیدی و خواسته هامون رو اجابت کردی و به من یه فرشته از مهربون ترین فرشته هاتو دادی پس بیا این یکی هم اجابت کن بیا مانع های بین منو مریمو بردار.اخه خداجون مانع هامون خیلی بزرگه زورمون بهش نمیرسه برش داریم.منو مریم به جزء تو کسی رو نداریم.پس تو کمکمون منم اون ۳۰۰۰تا صلواتم باشه برا اجابت دعا هامون.مردم بعد از این که دعاشون رو اجابت کردی نذرشون ادا میکنن ولی من میخوام حالا نذرمو ادا کنم توی این شبهای عزیز میخوام نذرمو ادا کنم چون میدونم بزرگی .چون میدونم کمکم میکنی تا چیزی که میخوام برسم میدونم چیز بزرگی میخوام اخه خدا جون این همون چیزیه که خودت بهم هدیه دادی.منم میخوام مواظبش باشم و جونمو فرش زیر پاش کنم.خدا جون از حق نگذریم معصومیتی که توی نگاه مریمو جونمه توی چشای کی دیدی.اونم توی این جامعه ای که مرداش.زن هاش....خودت بهتر میدونی .کمکمون کن.نزار این دوری بیشتر از این طول بکشه.به خدایی خداییت سوگند هیچ وقت مریمو به چشم .....بهتره نگم ندیدم اونو به چشم هدیه ای دیدم که برام فرستادی.خدا جون نزار پیش هدیه ات رو سیاه بشم

خوشبختی بدون شرح...

ما را در سایت خوشبختی بدون شرح دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 11:24

صفحه بندی